خرید بک لینک
بِدِه آن بادهِ نوشین، که من از نوشِ تو مَستم

بِدِه ای حاتَمِ عالِم، قدحِ زَفت بِدَستم

زِ من ای ساقی مَردان، نَفَسی روی مَگردان

دل من مَشِکَن، اگر نه قدح و شیشه شکستم

قدحی بود به دستم، بِفِکَندم بشکستم

کَفِ صدپایِ برهنه، من از آن شیشه بِخَستَم

بِکَش ای دل مَیِ جانی و بِخُسب ایمن و فارغ

که سَرِغصه بُریدم، زِ غم و غصه بِرَستَم

به لبِ جوی چه گَردی، بِجِه از جوی چو مَردی

بِجِه از جوی و مرا جو، که من از جوی بِجَستَم

مَنَم آن مَستِ دُهُل زَن، که شُدم مست به میدان

دُهُلِ خویش چو پرچم، بَر سَرِ نَیزَه بِبَستم

"حضرتِ مولانا"

+ قلمی شددر جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 0:27 توسط بیدار |

برچسب: نویسنده: ماهان محمدی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:36

صفحه بندی