مُرغِ افسانه - تاریخ: 1397/11/9 ساعت: 18:14
مرغِ افسانه بر بامِ گمشده ای نشسته بود وَزشی بَر تار و پودش گذشت؛ گیاهی در خلوتِ درونش روئید. از شکاف سینه اش سر بیرون کشید و برگهایش را در ته آسمان گم کرد. زندگی اش در رگهای گیاه بالا می رفت. اوجی
سیگارِ "زَر" - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:19
سیگارِ "زَر" به دَردِ پدر بزرگ ها و پیرمردها میخورد تا بر نیمکت پارک زیر درخت بید مجنون نشسته و در  حالی که دودش را بانفسی عمیق حلقه میکنند، به اون دختری فکر کنند که با روپوشِ اُرمَکِ خاکستری به دبیرستا&
وقتی بچه بودم - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:19
بچه که بودم  از جریمه های نانوشته که بگذریم  سلمانی و ساعت و سیب  سکه و سلام و سکوت  و سبزی صدای بهار  هفت سین سفره ی من بود  بچه که بودم  دلم برای آن کلاغ پیر می سوخت  که آخر هیچ قصه ای به خانه نمی رس&#174
رازِ بُزُرگ - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:19
زندگی، رازِ بزرگی است که در ما جاریست زندگی، فاصله آمدن و رفتنِ ماست         رودِ دنیا جاریست زندگی، آب تنی کردن در این رود است وقتِ رفتن به همان عُریانی؛ که به هنگامِ ورود آمده ایم دستِ ما در کَفِ این رود
بیابانگرد - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:19
در چشم انسان بیابانگرد، طبیعی تر از طبیعت هیچ نیست. رود و دشت و ستاره؛ اسب و آسمان و غروب. اما همان چه به چشم بیابانگردعادی می نماید، با روح او پیوندی عجیب دارد. این پیوند نه تنها از زیبائی گونه گون طبیعت&#15
زادگاهِ من - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:19
در زادگاه من همه چیز بَر هَم است.شهر بوی کهنگی می دهد ، بوی تاریخ ،بوی خستگیِ تن مردانی که،در بازگشت از ماجراهای دورِ افسانه،بَر کوچه ی کاهگِلی نشسته اند ،خسته کنار درهای چوبی اساطیری،با شکلکهای بُ&#158
کِرماشان* - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:19
کدامین ابر، ازچشمِ تو می بارد؟ کدامین خاک، فریادِ ترا در خویش می کارد؟ به فرهادِ تو از شیرین، کدامین کوه می گوید؟ دِلَت ابریشمِ آب است، خیالت خانۀ مهتاب عروسک های تو از جنس خورشیدند که در رؤیا برایت &#1
یادی از طاهر - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:19
دو زُلفونت بُوَد تارِ رُبابُم چه میخواهی ازین حالِ خَرابُم تو که با مُو سَرِ یاری نداری چرا هر نیمه شُو آئی به خوابُم ****** غمِ عشقًت بیابان پَروَرُم کِرد هوایِ بَخت بی بال و پَرُم کِرد به مُو گفتی صبوری ک&#
پیری - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 10:53
هنگام که تکیده و رام گام برمی نهی به گُدارِ پیره سری ، حسرت زده در مییابی به ناگاه که ناتوانیِ تن خود حائلی است سخت میانِ تمنّای خواستن و عَزمِ توانستن . *** پیر که میشوی بسا که بس امیالِ مانده بر دل هنوزت و هرگز ارضای آرزو دگرت میسّر نیست . *** نه - پیرانه سر آن پندِ باستان کارآیِ مرادِ تو نیست .
قُمارِ عشق - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 10:53
ساقیا بده جامی، زان شراب روحانی تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی بهر امتحان ای دوست، گر طلب کنی جان را آنچنان برافشانم، کز طلب خِجِل مانی بیوفا نگار من، میکند به کار من خندههای زیر لب، عشوههای پنهانی دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم در قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟ ما ز دوست غیر از دوست، مقصدی ...
خِرقه - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:39
دور شو از بَرَم ای واعظ وبیهوده مَگوی من نه آنم که دِگَر گوش به تزویر کنم در سماع آی و زِ سَر خرقه بَرانداز و برقص ور نه در گوشه رو و خرقۀ ما بَر سَرگیر. + قلمی شددر جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:14 توسط بیدار |
موسِمِ بَرداشت - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:39
بسانِ درخت در مِعبَرِ فصلها ، از نهال تا کمال بربالیدم؛ تا به بَر بنشیند شکوفههای تَنَم ، سخاوتِ آفتاب را به برگ برگِ شاخه سار و طراوتِ باران را در آوندِ جانم پَس افکندم. قامت بر بلندا بَرکشیدم تا پرندهی مشتاق را آشیانه دهم..... آه- اکنون در آستانِ موسمِ بر چیدن ، چه پُر بَر و بار میباید بودم اگر تط...
سیگارِ "زَر" - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:39
سیگارِ "زَر" به دَردِ پدر بزرگ ها و پیرمردها میخورد تا بر نیمکت پارک زیر درخت بید مجنون نشسته و در حالی که دودش را بانفسی عمیق حلقه میکنند، به اون دختری فکر کنند که با روپوشِ اُرمَکِ خاکستری به دبیرستان "شاهدُخت" می رفت. دختری که هرگز پیر نخواهد شد. + قلمی شددر پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:3 تو...
مِحراب - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:39
تهی بود و نسیمی. سیاهی بود و ستاره ای هستی بود و زمزمه ای. لب بود و نیایشی. "من" بود و "تو" ئی: نماز و محرابی. "سهراب" + قلمی شددر چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:15 توسط بیدار |
مَستِ دُهُل زَن - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 0:36
بِدِه آن بادهِ نوشین، که من از نوشِ تو مَستم بِدِه ای حاتَمِ عالِم، قدحِ زَفت بِدَستم زِ من ای ساقی مَردان، نَفَسی روی مَگردان دل من مَشِکَن، اگر نه قدح و شیشه شکستم قدحی بود به دستم، بِفِکَندم بشکستم کَفِ صدپایِ برهنه، من از آن شیشه بِخَستَم بِکَش ای دل مَیِ جانی و بِخُسب ایمن و فارغ که سَرِغصه بُر
تاریخ - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 0:36
تاریخ را تنها خُرده دروغهای خنده آور قابِلِ تحمل میکند، وگرنه چیزی به جُز خونِ مظلومان، مُرَّکَبِ تاریخ نبوده است. "آتش بدون دود-نادر ابراهیمی" + قلمی شددر سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:56 توسط بیدار |
کوچِ بنفشه ها - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:36
در روزهای آخر اسفند کوچ بنفشه های مهاجر زیباست در نیم روز روشن اسفند وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد در اطلس شمیم بهاران با خاک و ریشه میهن سیارشان در جعبه های کوچک چوبی در گوشه ی خیابان می آورند جوی هزار زمزمه در من می جوشد ای کاش ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشه ها در جعبه های خاک یک
خَراش - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:36
عِشق و رَنجَت را به همان حَد مجالِ بُروز دِه، که پَرَش قلب دیگری نَخَراشَد. + قلمی شددر سه شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:21 توسط بیدار |
سرود دیگری سَر کُن - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:36
باران ! سرود دیگری سَر کُن شعر تو با این واژگان شسته غمگین است ترجیع محزون تو امشب نیز چون ترجیع دوشین است شعری به هنجاری دگر بِسَرای آوای خود را پرده دیگر کُن باران ! سرود دیگری سَر کُن "شفیعی کَدکَنی" + قلمی شددر پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 22:10 توسط بیدار |
نوروزی دیگر - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:36
باز آمدنِ تو، باز دیدن دارد سرسبزیِ لبریزِ تو، چیدن دارد با این همه دردِِ کُهنه،نوروز هنوز آوازِ تو از دلم، شنیدن دارد. *** این بار، چو این بهار می باید زیست سرشار و شکوفه بار، می باید زیست امروز که رنگِ شادیت سُرخ تر است شاداب تر از انار، می باید زیست. "ج. ص" + قلمی شددر یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹...